ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

439

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بالاترى از قرب برسد . وكسى كه با وجود دورى خود را نزديك بداند به درجهء پست‌ترى تنزّل مىيابد وهر گاه به خود با چشم رضايت بنگرد خود حجاب خود مىشود ، واگر هرگز به نفس خود توجهى نداشته باشد جز خدا در قرائت خود مشاهده نمىكند ودر اين صورت ملكوت براي أو كشف مىشود . مكاشفات تابع حال كاشف است . بنا بر اين هر گاه آيات اميدوار كننده را تلاوت كند بر أو بشارت غلبه مىكند وصورت بهشت برايش كشف مىشود چنان كه گويا بهشت را مىبيند واگر بر أو خوف غلبه يابد آتش برايش كشف مىشود آن گونه كه گويا اقسام عذاب را مىبيند . توضيح اين كه چون كلام خداوند تعالى به گونه‌هاى لطف ، سهولت ، شدّت ، رجاء وخوف صادر شده است . واين بر حسب اوصافى است كه در آيات وجود دارد زيرا بعضي از آنها رحمت وبعضي لطف ودسته‌اى انعام ودسته‌اى بر شدّت وسختى دلالت دارند . از لحاظ مشاهدهء كمالات وصفات ، قلب در حالات مختلف دگرگون مىشود وبه لحاظ هر حالتي از حالات آمادهء مكاشفهء مناسب آن حال مىشود زيرا محال است كه حال مستمع در برابر آيات مختلف يكسان باشد . در قرآن سخنانى در بارهء رضا ، خشم ، انعام ، انتقام ، جبروت ، بهشت وتوجّه دلسوزى آمده است . اين ده ويژگى كه توضيح داديم آداب تلاوت بود واكنون به متن برمىگرديم ومىگوييم : فرموده است : وخلّف فيكم ما خلّفت الأنبياء . . . . ولا علم قائم اين فراز از كلام امام ( ع ) اشاره است به آنچه كه واجب است در حكمت الهى بر زبان أنبيا از عبادات شرعي وقوانين كلّى جارى شود تا با آنها ياد خداوند سبحان محفوظ بماند . لفظ علم قائم براي آثار باقي ماندهء از أنبيا كه أوصيا وأوليا به وسيلهء آن مردم را هدايت مىكنند ومراجعهء مردم به آنهاست به صورت استعارهء زيبايى آورده شده است . ( 1996 - 1994 ) كتاب ربّكم ، عطف بيان است از جملهء ما خلف الأنبياء لازم نيست كه از